X
تبلیغات
سامانه پیام کوتاه
26 فروردین 1395 @ 22:25

لیلة الرغائب

این نماز آرزوها را نمیخوانم اگر
من نباشم زائر کرببلا امسال هم!


9 فروردین 1395 @ 19:43

آقازاده

من در کشورم، قانون دارم، هنر دارم، نیروی مستعد و کوشا دارم، دستهای توانا و ذهنهای خلاق دارم، ذخایر و نعمات خدادادی دارم، نیاز و کشش در کشور من بیداد میکند!
من اقتصادم را متحول خواهم کرد چون:
من یک ایرانی توانمند هستم 
اما
#من_فقط_آقازاده_نیستم!
8 فروردین 1395 @ 23:23

دریا...

هرکسی چیزی دارد که اگر از آن جدا شود ، حیاتش به ممات می انجامد!
این را از ماهی قرمزی که از آب به بیرون افتاده بود یاد گرفتم!
آنچه در آن غوطه وریم برای تمام ما یکسان است، اما هرکس در جستجوی دریایش مختار است!
به چه اندازه میخواهید قانع شوید؟
یک تنگ بلور؟ یک حوض کوچک فیروزه ای؟ یا یک استخر برایتان کفایت میکند؟

گفته اند برای هر چیزی اندازه ای است
برای پیدا کردن وجودت باید در آنچه غوطه وری شنا کنی ،چون بدون آن خواهی مرد!
حدود دریا دست خودت است!


3 فروردین 1395 @ 16:04

بدون شرح

اول سال بود و گربه ای داشت پوست پرتقال میجوید!
یا کریم ها به دنبال جفت خود می پریدند و جای خلوت پیدا نمیکردند!
و از اضطراب ترافیک سیزدهم ، سبزه های زیادی از حال رفته بودند!
ماهی قرمز را که خدایش بیامرزد!
از آجیل ها فقط تخمه ژاپنی ها مانده بودند ، و پسته ها فهمیدند نباید بی هیچ دلیلی برای هر اجنبی بخندند!
فرجام هر خنده ی بی دلیلی تلخ است!

امروز سومین روز بهارست و به امید آنکه دید و بازدید ها را محدود به همین چهار روز تعطیلی اول سال نکنیم!


@seyedjalil
3 فروردین 1395 @ 12:32

حاشیه

مردم از اتوبان که رد میشوند
یا رهگذر هستند
یا به محل کار خود می روند
یا خودرو شان را آب بندی میکنند
یا مسافر نوروزیند
توقف در حاشیه اتوبان جریمه به دنبال دارد

از گوشه و کنار که می پرسم
میگویند چند سال پیش 
در همین گوشه و کنارها
که هنوز آسفالتش نکرده بودند
در همین اتوبانی که نبود
کوچه ای بود
و خارج از حاشیه ها حساب میشد
کوچه ای بود که خاطره های اندوه بار را در خودش جا میداد
وقتی ناشناسی از مادر ناتنی اش می گریخت
یا سقف آرامشی فرو می ریخت
یا میوه ی دلی آفت میخورد
یا بیوه گی زنی قطعی بود
یا مسافری راه گم کرده بود
همان پشت حاشیه پیاده میشد

کانال تلگرامی من
@seyedjalil
2 فروردین 1395 @ 11:49

سفر اوباما به کوبا

اینکه در هاوانا فیدل پذیرای اوباما نباشد یا باشد ، مهم نیست!
مهم این است که امریکایی ها طوری توافق مینویسند که دستشان خوانده نشود!

کانال تلگرامی من   @seyedjalil
29 اسفند 1394 @ 08:05

توئیت بهاری

بوی عید می آمد
نا خود آگاه انسان وسوسه میشد که بو بکشد
و هفت سینی که در سینی مسی روی ترمه های گلی لایک میخورد
از اینکه کسی عید را هشتگ کند ابایی نیست

بوی عید می آمد 
وکسی صدا میزد 
بیایید این طرف بازار
به مردی که کنارم کفش ها را به پا میزد گفتم 
شما را میگوید
دستفروشی فال عید میفروخت
نیت که کردم 
از ادامه خرید این طرف بازار منصرفم کرد!
هنوز به دنبال هفت سینی بودم که لایکش کرده ام!
شلوغ بود و تو در تو 
آن طرف بازار که رفتم 
یک میلیون شغل ایجاد کرده بودند!

از شیر مرغ تا جان آدمیزاد
حواسم را پرت کرده بودند
پایم گیر کرد و به زمین افتادم
برخاستم و جلوی جمعیت خودم را تکان دادم
نگاه که کردم
از رکود عبور کرده بودم!

صدای توئیت ها می آید
و من منتظر توئیتی از بهارم!
که پیشنهاد سین هشتم برایم می آید
و من لبخند میزنم
با وجود این همه دعای خیر
چرا اکبر باجناقم برایم سرمایه داری آرزو میکند!

#سید_جلیل
28 اسفند 1394 @ 22:05

گهواره ها

چیزی که وجدان ها را به درد می آورد

گرسنگی کودکانی است 

که با وعده ی شام مادرشان 

در خواب بودند

وقتی بیدار شدند

مادر به اسارت رفته بود

پدر سر بریده بود

و شام سوخته!

و کسانی که خدایشان را لای کتابها پیدا کرده بودند

الله اکبر گویان 

کودک گرسنه را در گهواره اش محکوم میکردند


و خدا فریب سجده های طولانیشان را نخواهد خورد

اگر خدا گرداننده ی گهواره هاست

پس موساهای زیادی در گهواره ها روی نیل ها روان خواهند شد





23 اسفند 1394 @ 17:37

بوی بهار می آید


این کلمات که جلو جلو می رقصند و زیر بار قلم، دوشادوش هم می آیند، قبل از خانه تکانی ها و قبل از رویش سبزه ها و قبل از خریدهای شب عید ، برخطوط ذهنم نشسته اند!

بارالها قبل از آنکه بنویسم از تو رخصت میگیرم، که قلمم در سال نو در راه حق نخشکد، کج ننویسد، درهم نیامیزد، درشت نگوید، از بیهودگی بر حذر بماند، و جانها پذیرایش باشند!

سالی که تحویلش گرفته بودیم ،دارند کم کم از ما پس میگیرند، و از حال و روزهمه ی مخلوقات عالم پیداست که به دور خورشید یک دور چرخیدیم و حالمان عوض میشود!

سالی که خشکسالی باشد ولی آسمان روزهای پایانش گریان ، به فکر فرو می برد مرا ، نکند که خشنود نیست از امتش سرور خوبان!
حال و روز زمستان که خوب نیست، تب که میکند شکوفه درختان بهار نیامده تعجیل در دیدن بهار کرده اند! 
حال و روزمان خوب نبوده انگار، خوب وقت و زمان را تحویل نگرفته ایم که درهم فرو رفته اند فصل های سال!

بگذریم، سالی که گذشت را در خانه ی سوخته ی مادر تحویل گرفتیم، و در روضه ی زهرای مرضیه سلام الله علیها تحویل می دهیم!
آنها که در دایره ی ما نیستند، از سلام مادر محروم می مانند!
همان شب آخر که خطاب به امیرمومنان فرمود: سلام مرا تا قیامت به فرزندانم برسان!
مگر نه این است که فرزندان شبهای سال نو در خانه مادر گرد هم می آیند!

رفت تا باز چرخی بزنیم و باز به اینجا برسیم که اول و آخر یک سال فاطمیه باشد!
و خسران مگر نه این است ...

امسال همراه خانه تکانی خانه ها، دلها هم خانه تکانی میشدند، دستها گشوده میشدند از اسارت دنیا، و پنجره ها گشوده میشدند به ملکوت و ملکوتیان! به برکت و بهای گریه بر مظلومیت مادر...

مهر مادر دل فرزندان راسبک میکند، و حال خوشی دستشان را میگیرد ، که سال نو را خوب تحویل بگیرند !

#مادر_خوبی_داشتیم 

18 اسفند 1394 @ 18:38

باران

باران می آید 

و همراه هر قطره باران 

یک فرشته

زیرباران تنه های مان بهم می ساید

من خیس بارانم

و آنها خیس دلتنگی

باران که می آید

دستانم را باز می گذارم

تا رحمت خدارا درآغوش بگیرم

و در آغوشش جایم می دهد

و می گویند شیوه ی مریدان علی ست

که زیر باران به دعا دست بردارند

که وقتی با دلتنگی درآمیخته باشد

و فرشته ها باشند

ندای بندگان شنیده میشود 

مگر نه این قرارمان است باخدا

که در دلهای گرفته آرام بگیرد

   1       2       3       4       5       ...       21    >>